ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

948

سفرنامه شاردن ( فارسى )

جنگجويان و سران سپاهيان تركستان يعنى تاتارستان صغير مىباشند در صورتى كه جاه‌مندان و بزرگان هند گوهرشان به نژاده مردمان دانشور و سخن پرور ايران مىپيوندد ، و اين بزرگزادگان هوشمند و دانا و سخن گستر همراه با سرداران و اميران پيروزمند كه همانند آنان مسلمان بوده‌اند ، دانش و ادب ، و سنتهاى نيكو را براى پادشاهان آن سرزمين به هديت برده‌اند و مايهء نشر و رواج زبان و ادب پارسى در آن خطه بوده‌اند . اين نكته نيز درخور يادآورى است كه زبان تركى رايج در ايران بتخصيص در دربار ، بر اثر تأثير زبان فارسى چندان نرم و ملايم و خوش آهنگ شده كه تركان قسطنطنيه به زحمت درمىيابند و متقابلا ايرانيان ترك زبان نيز زبان تركان عثمانى را آسان درك نمىكنند . و بر آنچه گفته‌ام مىافزايم كه گر چه زبانهاى سه گانه فارسى و تركى و عربى ربط و پيوندى با زبانهاى اروپايى ندارند ، امّا چنانند كه در مثل آموختن و سخن گفتن بدانها براى يك نفر انگليسى از ياد گرفتن زبان ايتاليايى آسان‌تر مىباشد . امّا خواندن اين زبانها براى بيگانگان سخت دشوار است و هرگز به فرا گرفتن كمال آن كامياب نمىشوند زيرا الفباى آنها متشكل از علاماتى است كه بعضى آنها مشابه يكديگرند و به وسيلهء نقطه از هم متمايز مىشوند . از روى ديگر چون در نقطه گذارى نيز اصول كلى رعايت نمىشود غالبا خواندن صحيح كلمات غير ممكن مىگردد . و نكتهء ديگر كه بيشتر در مورد اين زبانها مورد توجّه است اينست كه در طىّ قرون تغييرى در تركيب جمله بندى و اصطلاحات آنها روى نداده ، فى المثل در زبان عربى با اين كه افزون بر هزار سال از نزول قرآن سپرى شده ، همچنان نمونهء كامل ايجاز و فصاحت و بلاغت است ، و اشعار شعراى ايرانى كه چهار صد يا پانصد سال پيش سروده شده ، و نويسندگانى كه قرنها پيش آثارى به جا نهاده‌اند در نظر ايرانيان همچنان تازه و دلنشين مىنمايد ، و شاعران و نويسندگان از آنان پيروى مىكنند ، و هرگز به ذهن دانشورى خطور نمىكند كه شيوه‌اى تازه در نوشتن و سرودن ابداع كند ، و آن را در جامهء زيباترى به جلوه درآورد . در زبان تركى نيز از زمانهاى دور تاكنون تغييرى راه نيافته و بر همان نشان است كه بوده است ، و اگر به دشواريها و عيبها و مشكلاتى كه بر اثر تغييرات گاه به گاه در زبانهاى زندهء اروپايى و به تخصيص در زبان فرانسوى روى مىدهد توجّه شود آشكارا مىگردد مردم مشرق زمين از اين نظر چه اندازه خوش بختند كه از عوارض زيان رسان جرح و تعديل زبان كه يكى از پايه‌هاى اصلى تمدن جوامع بشرى است آزاد مانده‌اند .